![]() |
![]() |
|
| با این ترانه برگردیم به هفده سالگی من به خنده های بی وقفه به بغض خانگی من |
|
بي تو نه صدا مونده نه آواز نه اشك غزل نه ناله ي ساز بالي اگه هست از جنس كوه از رنگ خاك و حسرات پرواز
صدا،صداتر است پخته تر است همانند شرابي كه كهنه تر شده. ترانه ها شايد آن ترانه ها نباشند اگرهم موسيقي شوبرت آواكيان در حد ملودي هاي فريد زولاند ، سياوش قميشي و.... نباشد اما برگ برنده در صداست صدايي كه در ترانهي "صدام كردي" در اوج خود است. صدايي كه آزاد است و در روح و تن شنونده انس مي گيرد . ترانه هاي ايرج در اين آلبوم بيش تر به چشم مي آيند ترانه هايي مثل "صدام كردي" ، "پروانه اي در مشت" و "رهايي" كه شايد اگر قصد رتبه بندي داشته باشيم در ابتدا جاي چهار شعر ايرج خان و بعد اشعار زويا زاكاريان كه در ترانه كيو كيو بنگ بنگ گوگوش نگاه ها به سمت او در حال عوض شدن بود اما در آلبوم پروانه اي در مشت و در مصاف با ايرج جنتي عطايي كاملا يك بازنده بود و اين ترس را در دل ما افكند كه تراته ي كيو كيو بنگ بنگ او يك اتفاق باشد! در بين ترانه هاي آلبوم ترانه اي بيش از همه نامش خود نمايي مي كند ترانه اي به نام "من اگه خدا بودم" كه فقط و فقط سوژه ايست ونام تكان دهنده اي دارد وگرنه متن شعرش را از هر ترانه سراي ديگري نيز مي توان انتظار داشت و تمام شعر در همين جمله خلاصه مي شود: "من اگه خدا بودم!" ترانه ي ديگر ترانه ي روزهاي تنهايست. "مثل پروانه اي در مشت ، چه آسون ميشه ما رو كشت." ترانه اي كه يك سال واندي پيش با صداي پيرمردي خسته خوانده شد. ترانه اي از ايرج جنتي عطايي كه با صداي آندو يا آندرانيك كبير آهنگساز و تنظيم كنندهي بزرگ كشورمان به گوش رسيد و نمي دانيم كه چرا ابي اين ترانه را بازگو كرد. فقط اميدواريم كه داستان اين آهنگ همانند داستان راه من ابي و داريوش نباشد كه چه جنجالي فريد زولاند و شهيار قنبري بزرگ برپا كردند اما اميدواريم ازاين يبشتر چند دستگي در ميان پهلوانان موسيقي ايران زمين بوجود نيايد. واما اين آلبوم سه شاهكار دارد به نام هاي" صدام كردي"، " وقتي تو نيستي"و" رهايي" كه هر سه ي آنها از ايرج جنتي عطايي هستند دو "شعر صدام كردي" و" وقتي تو نيستي " شعرهايي با مضمون عاشقانه مي باشند و هر دوي آنها كانديداي بهتريت آهنگ آلبوم مي باشند . ولي ترانه ي "رهايي" ترانه ايست با فضايي اجتماعي سياسي فوق العاده كه در آن به نوعي خاص از زخمهاي اجتماعي و نه گفتن و پشت كردن به آنها صحبت مي شود كه تقريبا فضاي اين آهنگ را مي توان با فضاي ترانه" سياه پوشها" درآلبوم زيباي شب نيلوفري مقايسه كرد. البته ناگفته نماند در اين آلبوم كار زيبايي از زويا زاكاريان به نام "بيا كنارم" گوش كرديم كه سبك نويي در آهنگ هاي ابي بود و در نوع خود كاري دلنشين و زيبا است و همچنين ترانه اي به نام "هنا خانوم" كه ابي قصد داشت اين ترانه نيز همانند ترانه" نازي ناز كن "سالها پيش خود باشد كه به هيچ وجه ترانه" هنا خانوم" از نظر هم متن و هم آهنگ به" نازي ناز كن" آلبوم باغ بلور نخواهد رسيد به ملودي هاي شوبرت آواكيان كه به عنوان اولين آلبومي كه با بزرگان واقعا بزرگ موسيقي ايران زمين كار كرده را مي شود نمره قبولي داد اما بايد گفت كه باآهنگهايي كه سالها پيش فريد زولاند براي ابي ساخته يك زمين تا آسمان تفاوت دارد.و اون دلنشيني و ماندگاري آهنگاي سالها پيش ابي را در اين تنظيم ها و آهنگ ها نمي بينيم البته به جز" ترانه صدام كردي". چه خوب مي شد اگر اختلافات ابي با بزرگان موسيقي همچون" اردلان سرفراز"،" شهيار قنبري" و" فريد زولاند" پيش نمي آمد تا آلبوم پروانه اي در مشت ابي همانند آلبوم راه من داريوش كه از تمام بزرگان موسيقي ايران كمك گرفته شد و با حداقل ضعف به بازار آمد به دست ما مي رسيد اما افسوس كه بزرگان موسيقي ايران زمين قدر رفاقت خودشان و آن آلبوم هاي زيباي سالها پيش خود را ندانستند .به اميد روزي كه دوباره ابي آلبومي همانند آلبوم "عطر تو"، "باغ بلور" ،" ستاره هاي سربي" و.... به دست ما برساند كه پس از گذشت سالها باز هم از گوش دادن به آنها سبر نشويم. به اميد آن روز تو از متن كدوم رويا رسيدي كه تا اسمت رو گفتي شب جوون شد كه از رنگ صدات دريا شكفتو نگاه من پر از رنگين كمون شد تو از خاموشي دلگير رويا صدام كردي صدام كردي دوباره صدا كردي منو از بغض مهتاب از اندوه گل و اشك ستاره صدام كردي صدام كردي نگو نه اگر چه خسته و خاموش بودي تو بودي و صداي تو صدام زد اگر چه دورو ظلمت پوش بودي تو چيزي گفتي و شب جاي من شد من از نورو غزل زيبا شدم باز تو گيج و ويج از خود گم شدنها من از من مردم و پيدا شدم باز از اين تك بستر تنهايي عشق از اين دنج سقوط آخر من صدام كردي كه برگردم به پرواز به اوج حس سبز با تو بودن صدام كردي كه رو خاموشي من يه دامن ياس نوراني بپاشيد برهنه از هراس و تازه از عشق توي آغوش جان من رها شيد صدام كردي صدام كردي نگو نه اگر چه خسته و خاموش بودي تو بودي و صداي تو صدام زد اگر چه دورو ظلمت پوش بودي تو چيزي گفتي و شب جاي من شد من از نورو غزل زيبا شدم باز تو گيج و ويج از خود گم شدنها من از من مردم و پيدا شدم باز . اين بود فقط خلاصه اي از نقد بر آلبوم پروانه اي در مشت . در آخر هم از تاخير بلند مدتم از همه شما عزيزان پوزش مي طلبم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 16:15 توسط میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حك مي كنم عشق تورو تو دفتر تنهاييام
توي خيال خيس شب بازم كنار تو ميام تو اين شب سرما زده.گرماي بودنت كمه عطر حضور تو ولي دورم باشي نزديكمه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 فروردین 1386 آذر 1385 مهر 1385 تیر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
محمد عرب زاده(داداش بزرگمه) امیر عفاف بابک تینا هلو تارهای بی کوک عکس های شادی زنده یاد عماد عرب زاده |
|
RSS
|