تبليغاتX
ترانه بازی
با این ترانه برگردیم به هفده سالگی من به خنده های بی وقفه به بغض خانگی من
سفره هفت سین عزا پوش با هشت پارچه ی سیاه و هزاران دل پر داغ

میگن هر کاری کنی و هر چه قدر خوبی و بدی کنی آخرش باید بری. آخرش خاطره می شی حالا واسه ما یه بد دیگه رفت وامیدواریم که جاش بدتر نشینه

بله سال ۸۵ با تمام بدی هاش مرد ساده هم نرفت اینقدر موندو جون کند تا پیمونه ی عمرش به ته پیک رسید و دیگه جونی نداره تا پاشه و باز جون مردم و بگیره . دیگه نمیتونه این ظالم اشک منو ببینه حالا باید اون اشکایی که من واسه عمادم تو این سال ریختم خودش واسه خودش بریزه و همونطور که بزرگان هنر و ادبیات و موسیقی ما رو گرفت و خندید ما هم در روزای رفتنش می خندیمو به هم تبریک می گویم

اشکم امد اما نخواستم جلویش وا بدم و بگریم وقتی که سفره ی سفت سینی را دیدم که از داغ جوان کشته شده به دست طبیعت با هشت ربان سیاه تزیین شده بود. وقتی که جای خالیش در هنگام وقوع سال تحویل همانند لحظه ای که او را به دست خاک می سپردیم داشت زجه می زد . وقتی که اولین خواب سال نو را با گریه های مادر بیدار شدم .بغض کردم اما می دانستم که اگر بگریم او خوشحال می شود .خندیدم.

مردن سال بد و باد . سال هجر بابک بیات. رسول ملاقلی پور ناصر عبداللهی و یلان دیگر این مرز و همچنین برادرم عماد را به تمام شما تبریک عرض می نمایم.و عید صدا و دوباره ها را به تمامی شما تبریک می نمایم به امید دیدار روزای خوش خنده

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 20:27  توسط میلاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
حك مي كنم عشق تورو تو دفتر تنهاييام
توي خيال خيس شب بازم كنار تو ميام
تو اين شب سرما زده.گرماي بودنت كمه
عطر حضور تو ولي دورم باشي نزديكمه

نوشته های پیشین
فروردین 1387
فروردین 1386
آذر 1385
مهر 1385
تیر 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
پیوندها
محمد عرب زاده(داداش بزرگمه)
امیر عفاف
بابک
تینا هلو
تارهای بی کوک
عکس های شادی
زنده یاد عماد عرب زاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM