![]() |
![]() |
|
| با این ترانه برگردیم به هفده سالگی من به خنده های بی وقفه به بغض خانگی من |
|
در روزگار تيره و تار هم آيا ترانه هست؟ آري ترانه هست! در وصف روزهاي تيره و تار «برتولد برشت» مردي هنوز بعد از سه دهه بر قلهي رفيع ترانه نشسته است و واژهبازي مي كند. واژههاي ايرج جنتي عطايي از جنس لفاظي هاي مرسوم نيستند. از جنس كابوس و هراس اند. وحشت از گمگشتگي در دالان بي انتهاي خونبارهگي ست. شاعرانهگي ايرج جنتي عطايي بيش از ديگر ترانهبازان اين ديار است. زبان ترانهي ايرج خان، آنچنان با شعر مي آميزد كه تفكيكش از شعر دشوار مي شود. و نيز زبان حماسي وي همچون شاملوي مانا در عاشقانه هايش نيز استيلا دارد. شاعر رسالت خويش را خوب مي شناسد. چون جامعه شناسي تيزبين يك گام پيش از قدمهاي مردم پيش مي رود. و علاوه بر آن مي داند كه شعر يا ترانه بايد بر زبان مردم تاثير داشته باشد. دايرهي واژهگاني ادبيات را گستردهتر كند (كوچهبچه هاي پرسه، قفسبارون، گلبانوي ايثار، مرد دريابغض، واميباره) "به من چه" مفهومي نو ندارد. چيزي تازه (از نظر مفهوم)در چنته ندارد كه براي ما رو كند ولي جذابيت هاي زباني و تركيبات شاعرانه و نيز پيوندي كه بين تصاوير ايجاد مي كند آن قدر گيرايي دارد كه جذبمان كند. ملودي و تنظيم فوقالعاده بيژن مرتضوي و فراز و فرودهاي صداي خواننده بار ديگر وا مي داردمان كه به فرهاد مهراد بينديشيم. به مردي كه واژهها را لمس مي كند. بيژن مرتضوي به جان كلام رسيده و در فراز و فرودها و تاكيدهايش بر روي واژهها ما را بر آن مي دارد كه به درون كلام غور كنيم. "به من چه" اولين ترانه از آلبومي با همين نام است كه تمامي ترانه ها را ايرج جنتي عطايي نوشته و ملودي و تنظيم و صدا متعلق به بيژن مرتضوي ست. همين كه دل دل خون بار ابره همين كه شب٬ شب قتل ستاره ست همين كه بغض تو بغض هميشه ست همين كه ترس من ترس دوباره ست به من چه سرخي ميخك تو مهتاب به من چه رقص نيلوفر روي آب
قفس بارونه كابوس كبوتر به من چه رقص نيلوفر روي آب كنار كوچه بچه هاي پرسه تو بهت رعشه و رگ گرد و سوزن كنار مادرك هاي شناور روي سمفوني نفرين و شيون كنار فقر گل بانوي ايثار كه مي فروشه تنشو تيكه تيكه كنار مرد دريا بغض خسته كه وا مي باره از هم تيكه تيكه به من چه سرخي ميخك تو مهتاب به من چه رقص نيلوفر روي آب
قفس بارونه كابوس كبوتر به من چه رقص نيلوفر روي آب ستيزه تگرگ و گلبرگه مصاف آينه و الماسه پيكار كبريته و خرمن نبرد اركيده و داسه كنار فقر گل بانوي ايثار كه مي فروشه تنشو تيكه تيكه كنار مرد دريا بغض خسته كه وا مي باره از هم تيكه تيكه به من چه سرخي ميخك تو مهتاب به من چه رقص نيلوفر روي آب قفس بارونه كابوس كبوتر به من چه رقص نيلوفر روي آب به من چه. به من چه به من چه ............... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 0:5 توسط میلاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حك مي كنم عشق تورو تو دفتر تنهاييام
توي خيال خيس شب بازم كنار تو ميام تو اين شب سرما زده.گرماي بودنت كمه عطر حضور تو ولي دورم باشي نزديكمه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 فروردین 1386 آذر 1385 مهر 1385 تیر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
محمد عرب زاده(داداش بزرگمه) امیر عفاف بابک تینا هلو تارهای بی کوک عکس های شادی زنده یاد عماد عرب زاده |
|
RSS
|